تبليغاتX
||زن نوشت||

||زن نوشت||

خرقه آلوده ام ...

به مستی این شراب چند ده ساله...

به بوی تن...

به بوی سیگار...

به بوی زندگی...

دیدی چگونه خراب شد...خانه ی خرابِ من ِ خانه خراب؟

و آوار شد روی رویایم؟

 و تمام روز نگاه من به چشم های زندگی ام خیره گشت

 و باد... باد که گویی

                          در عمق گودترین لحظه های تیره هم خوابگی نفس میزد...

بساط شاعری ام را با خود برد!

پانته آ (ع) 1 :هر چه قدر سعی میکنم عقاید سیاسی کسایی که دوسشون دارم رو روابطمون تاثیر نزاره... اما نمیشه... هیچی الان واسم ناگوارتر از این نبود که بفهمم فرهاد جعفری از رژیم دیکتاتور حمایت میکنه... و دیگه حس می کنم... حالم از گل گیسو... پری سیما... اون یارو که عکسای پورنو دانلود میکرد و رو مانیتورش نوشته بود خودتو بخراش و اخرش خود کشی کرد.حقیقتا بهم میخوره...

پانته آ (ع) 2 :لطف می کنی اگه به روم نیاری که خیلی کثیف و گند و گهم و عادت دارم خودمو واسه بقیه بگیرم...

پانته آ 3 : لیلی ِ خاموش و باطل از لبه پنجره برخیز... در بیابانها دگر مجنون نیست

گریه ام بند نمی یاد...

+ پانته آ علیه السلام


رسماً ریدم به همه چیز...

حالت تهوع گرفتم... نه تظاهرات میام نه هیچ قبرستون دیگه... گور بابایِ ننه یِ سیاست...اه

سخت آن می شم...گه زدن به مسنجر... مسیج 360 رو چک نمی کنم... کامنتاشم یک در صد فک کن باز کنم...! موبایل هم هوتوتوت... فیس بوک هم از قیافش خوشم نمی یاد...چرا نمیشه بک گراندشو عوض کرد؟سرعت نت ام هم سگ ریده بهش... ایمیل هم سابقه نداشته چک کنم! {من پانته ا هستم غیر قابل دسترس}

کاش اون روز اون گه خوری رو نکرده بودم... چرا وقتی جنبه کاری رو ندارم انجامش میدم؟...نتیجه اش این شده که هر روز 3 ساعت واسه محسن یا مامان نگین یا سکنه اتیوپی و سومالی یا هر کُس شانس دیگه گریه می کنم!

اعصابم هم اینقدری تخمی هستش که بخوای گه خوری اضافی کنی روح گند و نجستو بفاکم... و هیچ شک نکن اگه پسر بودم رسماً این کارو با خودتو ننه ت می کردم!

این چه عادت گهیه که شما پسرا دارین؟ واسه اثبات خودتون شروع می کنین از داستانها و خاطرات س.کسی تون تعریف کردن... تعطیلین به جونِ بچه ام... آخ اگه بدونی چقدر بهتون می خندم...

جدی اوضای وقاحت و حیای من بحرانیه...

خیلی حیف  شد که از خود ارضایی به شدت تنفر دارم ... وگرنه واسه عشق بازی با خودم در حدِ انفجار مشتاقم.... دیگه حتی حاضر نیستم تو توهمم هم یه کُس خل ِ دیگه جز خودم فلان قبرستونمو بلیسه...

من میخوام 3 سال از زندگیمو گم کنم... بندازم دور... روشو لاک غلط گیر بگیرم... از تاریخ زمان محوش کنم. یا حداقل فراموشش کنم... و البته قبلش همه آدمایی که به هر نحوی تو اون 3 سال به زندگی من مربوط میشن رو از وسط جر بدم!

جدیداً هیچ عقیده ی خاص...هیچ ایده ی جالب. هیچ حرکت مثبت. هیچ توهم هیجان انگیز. هیچ نقاشی یا طرح به درد بخور. هیچ شعر قشنگ  و هیچ کوفت دیگه ای به ذهنم نمی رسه... لجم گرفته از مغز ِگُهم که به هیچ قبرستونِ لجن مالی قد نمیده... دارم با دیوار همذات پنداری میکنم!

مامان جِدی خیلی گُه بودی! خواهشاً سعی کن یادت هیچ وقت به ذهنم خطور نکنه

حقیقتاً الان حاضرم سر زندگیم... شرافتم... پولام... کتابام... تقاشی هام... نوشته هام...خانواده ام... و یا هر گند و نجاست دیگه که مربوط به منه قمار کنم! ... شدیداً هم مایلم که ببازم... تا دیگه قید و بندی نداشته باشم به این زندگی تخمی...

 خسته ام... اعصابم مضخرفه... حوصله ام گهه ...پنچرم... داغون! کی حالم دوباره خوب میشه؟

+ پانته آ علیه السلام


آیا هیچ وقت به شانس گه من فکر کرده اید؟

آیا می دانستید آن زمان که موتورسواران سارق، گوشی موبایلتان را در حال مکالمه در خیابان از دستتان می‌قاپند تا چهار پنج ثانیه‌ی اول بر این گمانید که رفقا هستند و شوخی می‌کنند؟


آیا می‌دانستید شخصی که در زمان سرقت گوشی‌تان در حال مکالمه‌ی با او بوده‌اید از لحظه‌ای که فعل سرقت صورت می‌گیرد تا چهار پنج ثانیه بعدش همچنان به کلامش ادامه می‌دهد و آن زمان که تماس (توسط سارق) قطع می‌شود می‌گوید الو... الو... و می‌پندارد که اشکال از مخابرات است و به رژیم نالایق فحش می‌دهد؟

آیا می‌دانستید در زمانی که گوشی‌تان سرقت می‌شود مورد تجاوز قرار گرفته‌اید؟

آیا می‌دانستید دیدن چهره‌ی سارق در لحظه‌ی دزدی و به یاد آوردن مکرر چهره‌ی غمگین و بیچاره‌اش، دلتان را خواهد لرزاند و پایتان را در جستجو سست خواهد کرد؟

آیا می‌دانستید بعضی‌ها به این دلیل سرقت می‌کنند که برای معشوقشان هدیه بخرند؟ و می‌شود گفت پیش از آنکه سارق باشند عاشقند اما بیش از آنکه عاشق باشند تحت تعقیبند؟

آیا می‌دانستید که تمام پدر و مادرها در این شرایط می‌گویند: خدارو شکر که خودت سلامتی ... دوس پسرها می گویند:می خواهی یکی دیگه بخرم واست؟ خواهرها گریه می‌کنند و برادرها می‌گویند: مادر قحبه‌ها (حتی اگر حسین الهی قمشه‌ای باشند)؟

آیا می‌دانستید اولین کاری که پس از به سرقت رفتن گوشی‌تان انجام می‌دهید چیست؟ رفقا را با موجه‌ترین دلیل سال می‌پیچانید، به خانه برمی‌گردید و ادامه‌ی سریال لاست را می‌بینید.

آیا می‌دانستید دو ساعت بعد از سرقت گوشی‌تان تصمیم می‌گیرید با گوشی یکی از اهالی ذکور خانواده، یک اس ام اس به شماره‌ی خود بفرستید. پس می‌نویسید: آقای عزیز، گوشی‌ام را قیمت کن. دو برابر نرخ دست اولش را (هر چقدر که باشد) حاضرم بپردازم اما گوشی‌ام را به من برگردان... باور کن راست می‌گویم.یا حداقل عکسها را دیلیت کن. یا شماره چنتا از کانتکت هایم را برایم بفرست؟

آیا می‌دانستید که بعد از اینکه این اس ام اس عارفانه را نوشتید هرگز ارسالش نخواهید کرد؟

آیا می‌دانستید که حتی اگر این اس ام اس را ارسال کنید هرگز کسی آن را نخواهد خواند؟

آیا می‌دانستید که سارقان گوشی بنده چه کسانی هستند؟ اگر نمی‌دانستید که چند مورد زیر را هم بخوانید ولی اگر می‌دانستید کاش به من می‌گفتید که حواسم را جمع کنم.

آیا می‌دانستید که بعد از هر سختی آسانی است و بالعکس؟

آیا می دانستید ادمی که گوشی اش مورد سرقت قرار گرفته اصلا حال شرکت در هیچ تضاهراتی را ندارد و اصلا شور سیاسی اش را از دست می دهد؟و تنها می گوید ریدم به احمدی نژاد و دارو دسته اش... هرچند که نامربوط با قضیه سرقت به نظر برسد

آیا می‌دانستید که مورچه خوار، مورچه خوار است درست با همان کیفیت که من منم.

آیا می‌دانستید که در میان صفحات ادبیات کهن ایران (خاصه قرن هفت و هشت) هر روزه دو سه نفر بر خود لرزیده‌اند و سر به بیابان گذاشته‌اند؟  

آیا می‌دانستید که بنده الآن شماره تلفن هیچ یک از دوستان . اشنایان. و یک سری از شما که دارید این مطلب را می خوانید را ندارم؟و خوشحال می شوم به منزل زنگ زده و شماره خود را به من بگویید.... یا آف بگزارید؟

+ پانته آ علیه السلام |


X

هرگونه کپی برداری از مطالب

وبلاگ آزاد است..ما را به آثارمان

نه ادعایی ست...نه قید وبندی
---
پانته آ رستگار


Home
Email


صادق هدایت و کافکا!
Archive


از یاد رفته

شهریور 1388

تیر 1388
خرداد 1388
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386